خاطرات رئیس اسبق آموزش‌وپرورش ماسال از دوران انقلاب در این شهر؛ چماقدارها به مسجد ماسال هم حمله‌ور شدند! سنگ‌پراکنی دانش‌آموان مدرسه معین ماسال به سمت مدیر مدرسه

به گزارش راه۵۷، سید محمد هاشمی متولد ۱۳۲۶ در رضوانشهر، رئیس اسبق آموزش‌وپرورش ماسال (خرداد ۵۹ تا مهر ۶۲)، رئیس اسبق آموزش‌وپرورش تالش (۱۵ مهر ۶۲ تا فروردین ۶۶)؛ مسئول سابق بازرسی اداره کل آموزش‌وپرورش گیلان (فروردین‌ماه ۶۶ تا ۱۳۷۰) و مسئول اداره امتحانات آموزش‌وپرورش گیلان (۷۰ تا ۷۶) و از فرهنگیان بازنشسته شهرستان رشت است که سال ۱۳۷۹ در آموزشکده شهید چمران دوران خدمت خود را در لباس فرهنگی به پایان رساند. وی در سال ۱۳۵۱ به استخدام آموزش‌وپرورش ماسال درآمد و کار خود را در این شهرستان آغاز کرد. هاشمی در اوج دوران انقلاب اسلامی در شهر ماسال به سر می‌برد. این فرهنگی بازنشسته در گفتگو با ماسال نیوز از شرایط ماسال در دوران انقلاب گفت. بخش اول از گفتگوی خبرنگار ما با هاشمی به شرح زیر است:

• دوران انقلاب کجا تشریف داشتید؟
ماسال بودم و در مدرسه معین شهر ماسال درس ریاضی و علوم تدریس می‌کردم. استخدام من از سال ۵۱ برای تدریس ابتدایی بود و از سال ۵۳ به مقطع راهنمایی رفتم.

• فعالیت‌های سیاسی شما در این دوران به چه نحوی بود؟
ما به‌صورت یک گروه قرآنی در مسجد جمع می‌شدیم که مسئول این گروه مرحوم سید تقی صفوی امام جماعت مسجد بود. در این جلسات گاهی از بخشداری به‌صورت نامحسوس افرادی می‌آمدند و شرکت می‌کردند. در این جلسات هم ما بیشتر درباره مناسبت‌های مذهبی مانند ایام شهادت و موالید ائمه صحبت و برنامه‌ریزی می‌کردیم و در این قضایا شهید خیرخواه بیشتر از بقیه پیش‌قدم بود و می‌خواست تجمع از ما به شکل کلاس قرآن برگزار شود و یا سخنرانی در مناسبت‌های مذهبی داشته باشیم.

• فعالیت‌های این گروه از چه سالی شروع شد؟
این گروه به‌صورت پراکنده تا قبل از سال ۵۵ فعالیت می‌کرد ولی از این سال فعالیت‌ها شکل رسمی به خود گرفت و تعداد ما زیاد شد و به ۲۰ نفر هم رسید.

• نیروهای بخشداری از کجا می‌آمدند؟
از بخشداری ماسال می‌آمدند ولی آمدن آن‌ها برای ما ملموس نبود؛ بعدها متوجه شدیم که برخی که گاهی به جلسات می‌آمدند برای خبرگیری و … می‌آمدند.

• فعالیت همین گروه منتج به فعالیت‌های انقلابی در ماسال شد؟
بله؛ شناخت افراد این گروه از هم دیگر منتهی به آغاز به برخی فعالیت‌ها شد و در سال ۵۶ هم در همین گروه عکس امام(ره)، اطلاعیه‌ها، نوارها و اعلامیه‌ها می‌آمد که من اولین عکسی که از آن زمان به دستم رسید را هنوز دارم و به نظرم این عکسی مربوط به دوران حضور امام(ره) در نجف است. گاهی اوقات نوارهای امام و دکتر شریعتی را به‌صورت پنهانی و حداکثر دونفری گوش می‌کردیم. عکس‌های امام (ره) را پسرخاله من ذبیح‌الله همتی که هم‌اکنون کارمند بازنشسته دخانیات تهران هستند آورده بودند.

• این اعلامیه‌ها را چه کسی می‌آورد؟
دانشجوها معمولاً می‌آوردند و دانشجویی که خیلی فعال بود شهید محبی بود که در دانشگاه شیراز تحصیل می‌کرد. اولین بار هم فروردین‌ماه سال ۵۶ عکس امام را به من داد و گفت فعلاً به هرکسی نشان ندهید. ولی اگر اطمینان دارید مشکل ندارد. من اولین بار همین عکس نجف امام را به مرحوم صفوی نشان دادم.
• اولین حرکت چالش‌برانگیز دارای تنش در ماسال به چه شکلی رخ داد؟
حرکت‌ها بیشتر در مدارس بود. ما نکاتی را که از رادیوهای بیگانه می‌شنیدیم به دانش‌آموزها انتقال می‌دادیم و سخنرانی‌هایی را که می‌شنیدیم را هم برای دانش آموزان تحلیل می‌کردیم و کم‌کم دانش آموزان هم تندتر شده بودند. حدود مهر یا آبان ماه سال ۵۷ رئیس آموزش‌وپرورش وقت ماسال به مدرسه معین آمد و دانش‌آموزان را دعوت به آرامش کرد و ما از پشت به دانش‌آموزها اشاره می‌کردیم که شلوغ کنند و حتی برخی دانش‌آموزان به سمت مدیر مدرسه سنگ پراکنی کردند.

• درباره راهپیمایی‌ها هم خاطره دارید؟
بیشتر سعی می‌کردیم راهپیمایی‌ها از مسجد شروع شود. یعنی بچه‌ها را از قبل آماده می‌کردیم که به اینجا بیایند. دانشجوها به‌ویژه شهید محبی و آقای قاسم قنبری که هم‌اکنون مدرس دانشگاه هستند و اویل انقلاب فرمانده سپاه ماسال بودند و برخی دیگر که چون دانش‌آموز ما بودند و از ما حرف‌شنوی داشتند هم با ما هماهنگ بودند.

• مواردی بود که عوامل ساواک با معلمان و دانش‌آموزان برخورد کنند هم در خاطرتان هست؟
چند نفر ساواکی در بین معلمان وجود داشتند که در تحرکات گاهی حرارت این‌ها از ما بیشتر بود و بعد ما فهمیدیم این‌ها از عوامل ساواک بودند. این‌ها حتی در ارتباط با تجمعات گاهی پیش‌قدم می‌شدند. اگر ما می‌خواستیم حرکت کنیم این‌ها هم ما را تحریک می‌کردند اما بعد از تجمعات متوجه می‌شدیم خبرهای ما به دست ساواک می‌رسد؛ درنهایت این راهپیمایی‌ها به جریان حمله چماق‌دارها برخورد کرد.

اولین-عکس-امام-خمینی-در-ماسال-405x500راهپیمایی های دوران منتهی به پیروزی انقلاب در ماسال

سید محمد هاشمی (نفر سمت چپ حجت اسلام شهید حسین اصغری از روحانیون فومنی فعال در ماسال که بعدها به دست منافقین ترور شد)؛ شهید نادر خیرخواه (نفر سوم ستون سمت چپ تصویر) بخشدار انقلابی ماسال که توسط منافقین در مهدی خان محله ماسال ترور شد؛ این عکس مربوط به راهپیمایی‌های دوران منتهی به پیروزی انقلاب در ماسال است

 

• جریان حمله چماق‌دار به چه شکلی رقم خورد؟ دستگیری‌هایی هم در این رابطه داشتیم؟
چون ماسال محیطش کوچک بود دستگیری‌هایی زیادی نداشتیم ولی شهید خیرخواه وعده‌ای از فرهنگیان دستگیر شدند. ما روز جمعه با آقای صفوی امام جماعت مسجد صحبت کردیم و قرار شد روز شنبه راهپیمایی کنیم. ایشان گفتند روز شنبه شلوغ است و این روز نمی‌شود اما ما تأکید کردیم چون روز شنبه شلوغ است برای این کار بهتر است و مردم بیشتر آگاه می‌شوند. صبح آن روز رفتیم مقابل مسجد و بچه‌ها هم کم‌کم آمدند و شعار الله‌اکبر می‌دادند و مردم هم بعد از شنیدن سروصدا جمع شدند. حاج‌آقای صفوی هم بعداً جلوی مسجد آمدند. یک بلندگوی دستی هم داشتیم. نیم دور پارک آن زمان که الآن مزار شهداست را زده بودیم که گفتیم حاج‌آقا سخنرانی کند. وقتی حاج‌آقا بنا به شروع سخنرانی کردند به‌یک‌باره دیدیم از پشت سر جمعیت سنگ‌پرانی کردند. تعدادی از این‌ها را شناختیم که برای همین اطراف و روستاهای ماسال و شاندرمن بودند. چماق‌دارها سروکله خودشان را پوشانده بودند ولی بااین‌وجود تعدادی شناسایی شدند. تعدادی از این‌ها را از ییلاق و با هدایت کدخدایان و پاسگاه آورده بودند. ابتدای حمله به مردم گفتیم همه بنشینند ولی بعد دیدیم حمله این‌ها جدی است و واقعاً می‌زنند و با چوب به مردم حمله می‌کنند و به‌این‌ترتیب مردم پراکنده شدند.

• تعداد راهپیمایی کننده‌ها چقدر بود؟
بیش  از ۵۰۰ نفر بودند. یک تعدادی از بازار آمده بودند و یک جمعیتی هم با حضور مرحوم صفوی به جمعیت اضافه شدند. البته به دلیل وضعیت کشور نمی‌توانستند دستگیری خاصی انجام دهند و مواردی را هم که دستگیر کرده بودند مقدار کمی در پاسگاه نگه داشتند و زود آزاد کردند. در جریان همین راهپیمایی شهید خیرخواه که می‌خواست از روی یک حصار بپرد زخمی شده بود. البته پیشانی ایشان هم در سنگ پراکنی زخم شده بود. یک نفر هم که برای انقلاب خیلی فعالیت کرده بود و حتی این روز زخمی شد بعداً گرفتار چپی‌ها شد و بعدها به اتهام حمل اسلحه وی را گرفتند.
شهید خیرخواه هم بچه‌ها را در این شرایط از ترس چماق‌دارها به داخل مدرسه برده بود. حتی در این جریان عده‌ای که به سمت مسجد رفتن این‌ها به سمت مسجد هم سنگ پراکنی کردند و شیشه‌های مسجد را هم شکستند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*