اگر شاه هم بود … !؟

آن‌هایی که میگویند اگر انقلاب نمی‌شد، شاه هم به روستاها جاده می‌کشید و برای ایشان برق و گاز و بهداشت به ارمغان می‌برد، بد نیست یک‌بار به تاریخ انقلاب و تشکیل نهادهای انقلابی مثل کمیته امداد، جهاد سازندگی، بنیاد مسکن، نهضت سوادآموزی، جهاد دانشگاهی و… همچنین جهشی که در شهرهای کوچک، روستاها، مراکز علمی و دانشگاهی و… به راه افتاد توجه کنند تا متوجه شوند اگر قرار بود مسیر شاه در اداره کشور دنبال شود، شاید هنوز هیچ روستایی دارای جاده آسفالته، برق، گاز، خانه بهداشت، مدرسه، تلفن، دکل تلفن همراه و… نبود و صدها هزار بی‌سواد در کشور داشتیم و احتمالاً مهاجرت روستاییان به سمت شهرها با همان سرعت به سمت حلبی‌آبادهای حاشیه تهران به‌پیش می‌رفت؛
 و در پاسخ به آن‌هایی که میگویند از کجا معلوم مثلاً شاه هم این کارها را بعد از مثلاً چند سال انجام نمی‌داد عرض می‌کنم که اولویت کسی مثل شاه اساساً خدمت به محرومان نبود و اصلاً درد و رنج مستضعفان را نچشیده بود و در همان زمانی که در کشور سلطنت می‌کرد هم علامتی از وجود عزم خدمت به محرومان در او مشاهده نمی‌شد که این اولویت بخواهد روزی بروز پیدا کند!! این ادعا که بگوییم شاید شاه هم دنبال خدمت به محرومان و مستضعفان بود برای کسانی که دوران شاه را درک نکرده‌اند شاید ایجاد ابهام کند اما این مثل آن است که بلاتشبیه امروز بگوییم از کجا معلوم عباس آخوندی هم برای خانه‌دار شدن مردم، زمین رایگان و وام ارزان‌قیمت در اختیارشان قرار ندهد! یا این‌که بگوییم از کجا معلوم کسی مثل کرباسچی دنبال خدمت به محرومان و مستضعفان نباشد؟! یا این‌که شخصی مثل حسین فریدون مانع مدیران نجومی بگیر و اشرافی باشد!!
برخی هم ممکن است بگویند بعد از انقلاب، مفاسد و اختلاس‌ها خیلی بیشتر از زمان شاه شده است درصورتی‌که در کنار مفاسدی که در کشور رخ می‌دهد، محاکمه و مجازات بعضاً سنگین هم وجود داشته است آن‌هم برای کسانی که خودشان یا اقوام درجه‌یکشان در رده‌های بالای مسئولیت حضورداشته‌اند. درصورتی‌که در زمان شاه، بدترین و بزرگ‌ترین تاراج، قاچاق، تجارت مواد مخدر، فحشاء و… را خود شاه و دربار به‌صورت سامانمند و رسمی انجام می‌دادند و اموال و منابع ایران را نیز برای استعمارگران و بقای قدرت خود به حراج می‌گذاشتند و البته هیچ رسانه وفردی جرأت یا امکان افشاء این خیانتها را نداشت و مردم هم فقر و بیچارگی ومحرومیت را بعنوان یک امر عادی پذیرفته بودند؛ البته این‌ها که گفتم اصلاً به آن معنی نیست که بپذیریم وضع کشور بهتر از این نمی‌توانست باشد، قطعاً هرجایی که عمل‌گرایی مدیران ساده‌زیست، سالم، جهادی، انقلابی و میدانی جایش را به بی‌عملی یا بدعملی مدیران اشرافیِ، سودجو، رانتی، غیرانقلابی و مانیتوری داد، از سرعت پیشرفت چشمگیر کشور در حوزه‌های عدالت اجتماعی، تولید علم، صنایع نوین، رشد فرهنگی و… کاسته شد و مهم‌تر از همه این‌که، همه این پیشرفت‌ها باوجود مانع تراشی‌های دشمنانی بر کشور تحمیل شد که از سالها پیش از انقلاب، استقلال، عزت و پیشرفت کشور را با استثمار، کودتا، دخالت، تحقیر و… برنتابیده بودند، مانع تراشیهایی که پس از انقلاب و تلاش مردم ایران برای حفظ عزت و استقلالشان، با جنگ، ترور، تحریم، فشار، کودتاهای مخملی و غیرمخملی، جنگ نرم، نفوذ، بدعهدی، کارشکنی و… تشدید هم شد اما بازهم مانع مقاومت و رشد ملت ایران نگردید.

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*