از شهيده «سيده محترم خانم» در مشهد تا اصلاح خانم دولتخواهي در شاندرمن

مروري بر قيام مردمي مسجد گوهرشاد به مناسبت سالروز اين واقعه؛

از شهيده «سيده محترم خانم» در مشهد تا اصلاح خانم دولتخواهي در شاندرمن

بيستم و بيستويکم تيرماه هر سال، سالروز قيام مسجد گوهرشاد و سرکوب رضاخاني مردم است. واقعهاي که امسال نيز با چند يادآوري کوتاه رسانهاي، يکي دو گزارش خبري سردستي، چند تجمع با موضوع حجاب و عفاف در سطح شهرهاي بزرگ و … در حال سپري شدن است. درحاليکه به نظر ميرسد اين مقطع حساس از تاريخِ مظلوميت، جانبازي، شهادت و البته سربلندي زنان همه شهرها و روستاهاي کشور حتي به اندازه نيمکت نشيني بازيکنان ميلياردي فوتبال يا خوشگذرانيهاي يک هنرپيشه، در رسانهها سهم ندارد.به گزارش رجانيوز، قريب به هشتادوچهار سال از سياست ضد ديني رضاخان در حوزه حجاب و پوشش و دستور اجباري شدن کشف حجاب ميگذرد. رضاشاه در تنها سفر خارجياش با مشاهده زنان بيحجاب ترکيهاي، چنان خود را باخت که پس از ورود به کشور قانوني براي ممنوعيت حجاب و اجبار کشف حجاب و يکنواختي پوششها صادر کرد. او در سال ۱۳۱۳ عازم ترکيه شد و با مشاهدهي تغييراتي که رژيم لائيک ترکيه به رهبري مصطفي‌‌كمالآتاتورک در جهت غربي کردن جامعهي مسلمان ترکيه اجرا کرده بود، تحت تأثير قرار گرفت و شديدتر از گذشته، در راستاي اسلامزدائي و بهويژه حجابزدائي گام برداشت.از همين رو، در بهمن ۱۳۱۳، در افتتاح دانشگاه تهران، به دختران دستور دادند که بدون حجاب به تحصيل مشغول شوند. اقدامات رضاخان در اين جهت، واکنش و مخالفتهاي مردمي را به رهبري روحانيت باعث شد که از مهمترين آنها، ميتوان به سرکوب قيام مسجد گوهرشاد و کشتار مردم مظلوم اشاره کرد. حدود شش ماه پس از فاجعهي مسجد گوهرشاد، رضاخان با بياعتنايي به علما و مردم، در روز ۱۷ م دي ۱۳۱۴ در جشن فارغالتحصيلي دانشسراي مقدماتي دختران در تهران، مقررات کشف حجاب زنان را به طور آشکار و رسمي اعلام کرد و خود به اتفاق همسر و دخترانش- که بدون حجاب بودند- در اين جشن که به ابتکار علياصغر حکمت، وزير معارف و فراموسونر معروف تشکيل شد، شرکت و سخنراني کرد و دورهاي سياه براي زنان ايران در تاريخ آغاز شد.اما حرکات رضاخان قلدر براي مبارزه با حجاب البته به دانشگاهها و شهرهاي بزرگ محدود نشد. رضاخان دستور داد تا مأمورانش حتي در شهرهاي کوچک و روستاها نيز با حجاب مبارزه کنند. به نحوي که اگر زنان محجبه در انظار عمومي ظاهر ميشدند، خود را با شديدترين برخوردهاي عمال رژيم مواجه ميديدند.

به گزارش سايت گوهرشاد، «سيده محترم خانم» بانويي از خانواده قاضي در شهر کاشان يکي از اين زنان بيشماري است که هيچگاه به ما معرفي نشده است. حماسه دلاورانه اما تلخ سيده محترم خانم زماني اتفاق افتاد که او به همراه خانواده به قصد زيارت مراد خود، علي بن موسيالرضا (ع) عازم خراسان ميشود، خانواده سيده محترم البته نميدانستند که سيده محترم در انتظار چيست و چه کسي در انتظار اوست. در اين سفر زيارتي سيده محترم همچون بسياري ديگر از زائران حرم يار، در حلقه مأموران حکومتي گرفتار ميشود، اما او با مقاومت جانانهاي مقابل خواسته مأموران ميايستد، کتک ميخورد، ضربات سنگين مأموران را تحمل ميکند، مجروح ميشود و سرانجام سلامتياش را ميدهد اما حجابش را نه.بعد از پايان غائله، خانواده سيد محترم پيکر بيرمق و خسته او را از زمين بلند ميکنند و با خود به کاشان برميگردانند. مردم کاشان هم سنگ تمام ميگذارند و به عيادت اين بانوي بزرگ ميآيند، چند روز بعد اما خداوندي که مجاهدت اين شيرزن را به رخ ملائکش کشيده است او را نزد خود ميخواند و به او حيات ابدي ميبخشد.

البته سيده محترم، تنها يکي از اين شيرزنان دلاور ايراني است.ایسلاماشی-جانباز گوهرشاد

به گزارش ماسال نيوز، «اصلاح خانم دولتخواهي سياهمرد» متولد سال ۱۲۸۷ شمسي در روستاي سياهمرد شاندرمن از توابع شهرستان ماسال، سند ديگري از جنايات رضاخان ميرپنج بود که برگ ديگري از واقعه کشف حجاب را روايت ميکند.خانم دولتخواهي که در روستاي چالهسرا ازدواج کرده و در همان جا ساکن شد. تابستان ۱۳۹۳ وي در گفتگو با ماسال نيوز در همين رابطه گفت: «در آن سالها بيشتر از بيست سال داشتم و مبارزه با حجاب را به چشم ديدهام. وضعيت حجاب زنان در آن زمان بسيار متفاوت از امروز بود و زنان بسيار مقيد به رعايت حجاب بودند. اما زماني شد که ما را مجبور به برداشتن روسريها کردند. يادم هست که يک بار زنها را مجبور به رژه در بازار کردند و در آنجا چند نفر از خانمها غش کردند و کساني هم که مخالفت ميکردند، کتک ميخوردند.»

وي اضافه ميکند: «يک بار که من به همراه مادرم به بازار رفته بوديم، در ابتداي بازار به ما دستور دادندروسريهايمان را برداريم و حتي پيراهنهاي لختي بپوشيم. مادر من با اين درخواست مخالفت کرد اما آنها اصرار کردند که با عصبانيت مادرم مواجه شدند و خواستند وي را کتک بزنند که من خودم را مقابل آنها قرار دادم و آنها مرا زدند و باعث شکسته شدن دستم شدند.» «اصلاح خانم» در پايان با نشان دادن مچ دست چپش گفت: «اين سند دفاع من از حجاب در آن دوره است.»اصلاح خانم دولتخواهي ۱۵ فروردينماه امسال در روستاي چاله سرا و در سن ۱۱۰ سالگي درگذشت. پيکر وي در آرامگاه امامزاده شاهمير اين روستا تدفين شد.امثال «اصلاح خانم» زينبوار ايستادند و حتي زنان قهرماني همچون «سيده محترم خانم» فاطمهگون پرکشيدند، اما سؤال اينجاست که چرا بايد يک مقطع چندين ساله از تاريخِ مظلوميت، جانبازي، شهادت و البته سربلندي زنان همه شهرها و روستاهاي کشور حتي به اندازه نيمکتنشيني بازيکنان ميلياردي فوتبال يا خوشگذراني هنرپيشههاي شمال تهران، در رسانهها سهم نداشته باشد و چرا هر ساله کلي بودجه و امکانات صرف توليد فيلم براي عمومي کردن آروغهاي روشنفکري و داد زدنهاي از سرخوشي يک عده ميشود اما در طي هشتاد سال، حتي به تعداد انگشتان يکدست نشود اثر هنري فاخر درباره کشف حجاب پيدا کرد؟ چرا حق اطلاع از تاريخ معاصر کشور، خيانتهاي حاکمان مستبد و نقش استکبار در اين طرحهاي ضد حقوق بشري از نسلهاي جديد سلب ميشود و هزاران چراي ديگر. آيا کسي حاضر ميشود به خاطر اين سانسور تاريخي از ملّت عذرخواهي کند؟

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*